غم دل
غم دل
"
بدل هست مرا غم که گفتن ندارد
چه گویم از این غم شنفتن ندارد
که گوید که با کس غم دل توان گفت
از این غم چه گویم که گفتن ندارد
ببین غنچه دمی خواب
که شب بی خیال تو خفتن ندارد خنده روی لب من
که بی رویت ای گل شکفتن ندارد
نشسته غبار غمت بر دل من
غبار غم عشق رفتن ندارد
شبی نیست کاید بچشمم….!
با تشکر
فرستنده:آقای رسول
"
بدل هست مرا غم که گفتن ندارد
چه گویم از این غم شنفتن ندارد
که گوید که با کس غم دل توان گفت
از این غم چه گویم که گفتن ندارد
ببین غنچه دمی خواب
که شب بی خیال تو خفتن ندارد خنده روی لب من
که بی رویت ای گل شکفتن ندارد
نشسته غبار غمت بر دل من
غبار غم عشق رفتن ندارد
شبی نیست کاید بچشمم….!
با تشکر
فرستنده:آقای رسول
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۴ ساعت 12:20 توسط شیما
|