امشب اينجا دراز كشيده ام، در فكر ايامي كه با هم سپري كرده ايم

در فكر آنم كه دنيا اين گونه مي توانست زيبا باشد

من كه به ديدگانت چشم ندوخته بودم

چگونه فهميدي كه در انتظارت بدم؟

هرگز نمي دانستم كه دنيا اين گونه مي توانست زيبا باشد

روزها را سپري مي كنم

در روياي شبهايي كه با هم سر كرديم

هرگز نمي دانستم كه عشق چه معجزتي مي تواند باشد

آن گاه كه به پيشينيان مي انديشم

اما حالا تو را يافته ام و در حال پر گرفتتنم

هرگز نمي دانستم كه عشق در نظرم اين گونه مي توانست زيبا باشد

سپس به رقص در آمديم

با ريتم شعله اي در حال سوختن

و آنگاه كه مرا لمس مي كني،از حركت باز مي مانم

نفسم را در سينه حبس مي كني

همه آنچه مي خواهم حس كنم، به من مي بخشي

آنگاه كه يكي مي شويم

سپس مرا به بهشت دلت مي بري

آيا هرگز كسي به تو گفته

كه تو بهترين در دنيا هستي؟

آه تو بسيار زيبا هستي.بسيار زيبا

امشب اينجا ايستاده ام، در فكر ايامي كه در پيش رو داريم

هرگز نمي دانستم كه اين گونه زيبا مي توانستي باشي

از آن روز كه به زندگي ام وارد شدي

تنها مي خواهم بگويم، مرا سعادتمند مي كني

هرگز نمي دانستم در نظرم اين گونه زيبا مي توانستي باشي

بسيار...در نظرم زيبا هستي

بسيار

در نظرم

امشب اينجا دراز كشيده ام

امشب خواب مي بينم

امشب با تو مي رقصم

 

واسه خودش..!!!

 

سلام خدا

سلام نا مهربون

واسه کي من نويسم اخه واسه کسي که..............هر چي باشي ارزش داري

ديگه کار از کار گذشت دير به فکر افتادم که بايد بشناسمت خيلي دير فهميدنم اوني نبودي که نشون مي دادي

خيلي دير فهميدم نميتونم از روي ظاهر به عمق مطلب حقيقت پي ببرم خيلي دير شد خيلي دير شده

تقصير تو نبود تقصير من بود

که گذاشتم هر چي مي خواي بگي و منم همه اونارو مي خواستم باور کنم

من اشتباه کردم يک اشتباه بزرگ

اشتباهم باور تنهايي تو بود اشتباهم دلتنگ شدن براي دلتنگي هاي تو بود اشتباه من تو بودي خود تو وجود نازنين تواشتباه من اين بود که فکر کردم ساده اي خيلي ساده فکر کردم

واسه گفتن  حرفات دروغ نمي گي

اما گفتي و من هرگز نخواستم باور کنم که دروغ مي گي اما امشب باور کردم

اخه اين همه نامهربوني فايده اش چي ميتونه باشه واسه تو

اين همه بي تفاوتي اخه اخرش کجا؟

ميخواي منو بشکني مگه نشنيدي چه طور شکستم

نه اين راضي ات نکرده؟

مي خواي بيام پيشت اعتراف کنم اره؟ مي خواي ببيني تا کجا مي ايستم

از شکستن من تو را چه حاصل

کاش اين ها همش خواب بود کاش واقعيت نداشت

کاش تو هموني بودي که بودي

کاش همون مهربوني بودي که واسه همه بودي

ميخواي با من بازي کني اما چرا بيا بگو همه اينا خوابه بس کن اين همه لج بازي اخه واسه چي

من دارم تاوان چي پس مي دم

تاوان اينکه عاشق شدم داري ازم انتقام ميگيري جرم کردم من که به خاطر اينکه تو اذيت نشي هيچي بهت نگفتم اما چرا مهربون قشنگ من

مگه اين دنيا چند روزه چرا

نه باور نمي کنم واقعيت نداره

اما هست همينه واقعيت همينه

من يه عروسک بودم عروسک واسه بچه بازي

اما تو چي بودي واسه من ميتوني بگي نه نميتوني بگي

 

کاش ميگفتي تاوان چي دارم پس ميدم و چرا؟ چرا؟ چرا؟قشنگم

حتي ديگه اشکي واسم نمونده ناباورانه نگاه ميکنم که چطوري داري با دلم بازي ميکني

بازي خوبيه تو ميخندي؟

کاش هرگز نميديدمت کاش هرگز...........

حالا که ديدمت کاش هرگز براي کسي نمي گفتم کاش هرگز از تو نمي نوشتم تا باورت کنم

اه خداي بزرگ من خداي من چي شده

يه امتحان ديگه بود؟

دلم مي خوهد تنهاي تنها باشم تنهاي تنها تا هميشه من و خدا همين

ديگه دلم نمي خوهد تنهايي کسي باور کنم ديگه دلم نمي خوهد اشکهاي کسي باور کنم

ديگه دلم نمي خوهد واسه دلتنگي مشکلات کسايي اشک بريزم که هرگز اشکهاي منو نديدند حتي نذاشتي باهات شريک باشم حتي نخواستي واسم بگي چرا اخه

چراااااا چراااااااااااا

فرق من با بقيه چي بود

اين همه شکستن اين همه واسه چي واسه چي واسه چي واسه چي

چرا ساکت شدي چرا حرف نميزني چرا حرفهاي قشنگ نمي زني چرا نميگي من نميفهمم در صورتي که تو از هر کسي بهتر فهميده بودي

باشه من بزرگتر بزرگتر شدم باشه من نفرينت نمي کنم من ديگه با تو هيچ کاري ندارم

تموم شد همه چيز تموم شد

نه اينکه نتونم صبر کنم چرا ميتونم تا اخرين نفسم هم ميتونم صبر کنم

اما براي کسي که ارزش داشته باشه نه اينکه من فقط واسش عروسک باشم

نه واسه تو نه واسه هيچ کس ديگه نمي خواهم صبر کنم هيچ ادمي ارزش نداره ديگه تموم شد واسه هميشه تموم شد تو هم يه روزي بايد چواب پس بدي ديگه باهات کاري ندارم تا اونچا که ميخواي ميتوني پيش بري تو واسم مردي مي فهمي مردي

من غلط کرد دلم واسه تو تنگ شد من غلط کردم

عشق ادمها مرده انسانيتشون مرده ديگه نگو با بقيه فرق داري بسه بسه دروغ بسه خسته ام کردي تموم شد

تو ارزش هيچي نداشتي ارزش هيچي

حتي ارزش نفرت هم واسم نداري نه اره مي دوني ته دلم هنوز واست جا هست

نه نيست مي خواي منو از سرت باز کني با اين کارات ميخواي بگي برم باشه ميرم همه نيست ميرم

اينقدر ميرم تا جايي که ديگه هيچ وقت نبينمت هيچ وقت هيچ وقت

تو بردي نامهربون تو بردي تو بردي تو بردي من باختم اره من باختم يه بار ديگه همه وجودم باختم اما فکر نکن اينجوري ميمونم پا ميشم پا ميشم يه روزي يه جايي

با لاخره يه خدايي هم هست اون بالا بالاها اره همون خدايي که فکر کرد زير ورقت امضا کرده

اما نه نمي خواهم قضاوت کنم

ولي تموم شد کاش بلد بودم متنفر بشم کاش بلد بودم فراموشت کنم کاش بلد بودم

مثل تو بي رحم باشم کاش بلد بودم

خدايا چشمام ميبندم همه چيز يه بار ديگه به تو ميسپارم همه چيز................................................خدايا من فقط فقط تو رو دارم خداي

سهراب

دیر گاهی است در این تاریکی
رنگ خاموشی در طرح لب است
بانگی از دور مرا می خواند
لیک پاهایم در قیر شب است
رخنه ای نیست در این تاریکی
در و دیوار بهم پیوسته
سایه ای لغزد اگر روی زمین
نقش وهمی است ز بندی رسته
نفس آدم ها
سر به سر افسرده است
روزگاریست در این گوشه پژمرده هوا
هر نشاطی مرده است
جنبشی نیست در این خاموشی :
دست ها ، پاها در قیر شب است
در قیر شب............. سهراب سپهری

 

 

 

محض خنده

ای خدا hardدلمformatمکن
fieldمن را خالی از برکت مکن
optionغم را خدايا onمکن
file اشکم را خدايا runمکن
del treeکن شاخه های غصه را
سردی و افسردگی را،هرسه را
jumperشادی بيا تاsetکنيم
سبستماندوهرا
resetکنيم
نام تو
passwordدرهای بهشت
آدرس
e-mailسابت سرنوشت
ای خدا!روز ازل
cadداشتی
mouseبود اما مگرpadداشتی
که چنين طرح3
Dميزدی
طرح خود بر روی
cdميزدی
تا نيفتد
bugدر انديشه مان
تا که ويروسی نگردد ريشه مان
ای خدا!از بهر ما ايمن فرست
بهر دلهای پرآتش
fanفرست
ايخدا!حرف دلم با کی زنم
helpمی خواهم کهF1ميزنم

با تشکر از دوست عزیزم

من از اين دنيا چي مي خوام دو تا صندلي چوبي
كه منو تو رو بشونه واسه گفتن خوبي

من از اين دنيا چي مي خوام يه وجب زمين خالي
همون قدر كه يك اتاقك بشه خونه خيالي

من از اين دنيا چي مي خوام يه جعبه مداد رنگي
بكشم رو تن دنيا رنگ خوبي و قشنگي

آدمهاي دست و دل باز از توي قلك تاقچه
بردارند بذر محبت واسه بارداري باغچه

من از اين دنيا چي مي خوام دو تا بال براي پرواز
برم تا روز تولد برسم به فصل آغاز

برم پيش بچه هايي كه يه لقمه نون ندارند
كه يه شب با يه دل سير چشماشون رو هم بذارند

بگم غصه ها سر اومد
گريه بس كه بهتر اومد

فروغ

همه شب با دلم کسی می گفت:

"سخت بر آشفته ای ز دیدارش

صبحدم با ستارگان سپید ...

می رود٬ می رود٬ نگه دارش"

می شکفم ز عشق و می گفتم:

"هر که دلداده شد به دلدارش٬

ننشیند به قصد آزارش ....

برود٬ چشم من به دنبالش

برود٬ عشق من نگهدارش"

                                          فروغ فرخزاد

شعر

تو به من خنديدي

و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه

سيب را دزديدم

 

باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلوده به من كرد نگاه

 

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالها هست كه در گوش من آرام،

آرام

خش خش گام تو تكرار كنان،

ميدهد آزارم

داستان

شبی از شبها،مردی خواب عجیبی دید.او دید که در عالم رویاروی ماسه های ساحل دریا قدم می زند و در همان حال در آسمان بالای سرش،خاطرات زندگیش به صورت فیلمی در حال نمایش است.او که محو تماشای زندگیش بود ،ناگهان متوجه شد گاهی فقط جای پای یک نفر روی شنها دیده می شود و آن هم وقتهایی است که دوران پر دردو رنج زندگیش را طی می کند.بنابراین با ناراحتی به خدا گفت:پروردگارا تو فرموده بودی که اگر کسی به تو روی آورد و تو را دوست بدارد،در تمام مسیر زندگی کنارش خواهی بود و او را محافظت خواهی کرد.پس چرا در مشکل ترین دوران زندگیم فقط جای پای یک نفر وجود دارد؟چرا مرا در زمانی که به تو سخت نیاز داشتم تنها گذاشتی؟خداوند فرمود:بنده خوبم من دوستت دارم.و هرگز تو را تنها نگذاشتم.زمانی که تو در رنج سختی بودی،من تو را روی دستانم بلند کرده بودم تا به سلامت از موانع و مشکلات عبور کنی!

~~~~~~~~~~~~~~~~
~~~~~~~~~~~$$$$
~~~~~~~~~~$$$$$$
~~~~~~~~~.$$$**$$
~~~~~~~~~$$$"~~'$$
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~~~~~~~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
~~~~~~~~$$~~~$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~~$$$$$$$"
~~~~.$$$$$$$
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$$
~$$$$$~~~~~$$.$
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$$~~~.$$$$$$$$$$$$$
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
~~~~~~~~~~~~~~~'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~~~~~~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$$

اکنون من و توییم و همان خنده و نگا ه

آن شرم جاودانه

آن دستهای گرم

آن قلبهای پاک

و آن رازهای نهر که بین من و تو بود…..!!!

 

 

یک شعر قشنگ

 

گاهي اوقات که تنها مي شوم فکر ميکنم به زندگي به گذشته و آينده ... سالهاي سپري شده و روزهاي باقيمانده ... و به اين نتيجه ميرسم که شايد هنوز هم بتوان اميدوار بود. اميد به... تمركز بيشتري مي كنم اميد به ... جاي اين سه نقطه حتما چيزي مي توانم قرار دهم . مي گردم. در تمام لايه هاي حافظه ام ... نه، اشتباه کردم ، مي دانم كه نمي شود تمام لايه هاي حافظه را گشت . بعضي لايه ها بهتر است پاك شود. حافظه زياد هم چيز جالبي نيست. بعضي وقتها عذابت مي دهد .

از یک دوست


گاهي اوقات که تنها مي شوم فکر ميکنم به زندگي به گذشته و آينده ... سالهاي سپري شده و روزهاي باقيمانده ... و به اين نتيجه ميرسم که شايد هنوز هم بتوان اميدوار بود. اميد به... تمركز بيشتري مي كنم اميد به ... جاي اين سه نقطه حتما چيزي مي توانم قرار دهم . مي گردم. در تمام لايه هاي حافظه ام ... نه، اشتباه کردم ، مي دانم كه نمي شود تمام لايه هاي حافظه را گشت . بعضي لايه ها بهتر است پاك شود. حافظه زياد هم چيز جالبي نيست. بعضي وقتها عذابت مي دهد .